يکی از توپ ترين لذّت های دنيا برام تحقير کردن آدميه که خنگه ولی خيلی به خودش مطمئنّه. يکی از تخمی ترين لحظه ها هم وقتيه که طرف انقدر خنگ باشه که نفهمه داری ميرينی بهش!
-------------------
يه جا خونده بودم که زمان کشتی های چوبی، دريانوردا وقتی ميديدن که موش ها دارن از کشتی ميرن، ميفهميدن که ديگه فاتحه کشتی خوندس.
حالا به قول عمران صلاحی حکايت ماست. شديم مثل موشای کشتی.
چی بگم. همين ديگه!